"چرخنامه"
چرخ پاياني
كار امروز ما گشت وگذار در شهر اصفهان است. ترافيك، ازدحام، شلوغي هر سه يكي است. از ميدان معروف و چند پل تاريخي و باغ نخلها و پيست دوچرخه سواري ديدن مي كنيم. با دوچرخه سواري به نام عليرضا آشنا ميشويم. او اكنون دوست ماست. با هم از جاهاي مختلف شهر ديدن ميكنيم با دامادشان آقا كمال كه كارش ميناكاري است در ميدان. از اصفهان سخن بسيار گفته شده، تنها به تصاويري بسنده مي كنم و چرخنامه خود را به پايان مي رسانم اميد كه در چرخنامه اي ديگر با شما همراه باشيم و در پايان از راهنمايي هاي دوست عزيزم جناب آقاي حسين عباسي كه مرا در تنظيم اين سفرنامه ياري نمودند، سپاسگزاری می نمایم.
ادامه مطلب
"چرخنامه"
چرخ سوم
ساعت 5 صبح از خواب بيدار ميشوم. صبحانه و كولهبارها آماده، همسفر 6 بر مي خيزد. راه ميافتيم پس از خداحافظي با مستخدم به سوي اصفهان.
ابتداي راه سر بالايي است. هر انساني از راه نرفته ميهراسد. خوشخبتانه به سر پاييني مي رسيم. با سرعت 50 كيلومتر در ساعت، عرق از تنمان بيرون مي جهد...

ادامه مطلب
"چرخنامه"
۷:۲۰صبح است . 10 كيلومتر ركاب مي زنيم تا از كاشان خارج شويم. مقصد نطنز است يعني 75 كيلومتر ديگر. ابتداي جاده، شيب ملايمي دارد و سپس سربالايي آغاز ميشود. پستي و بلندي، پستي و بلندي، پستي و بلندي، به كفي مي رسيم.

ادامه مطلب
چرخنامه
قرار بود عكس و تصويرهايي كه در اين وبلاگ مي گذاريم، بدون شرح بماند اما چه كنيم كه گاه قلم قلقلك مي دهد. آن چه در اين جا مي خوانيد آغاز و پايان سفر من و يكي از همراهان است با دوچرخه كه از دوچرخه "چرخ" را وام گرفتم و از سفرنامه "نامه".
با هم مي خوانيم "چرخنامه" را.

ادامه مطلب







