
عکس از: محمد گائینی
پس از مدت ها بی سفری، باز هوس سفر کردم آن هم با یک گروه؛گروه کوهنوردی البرز شهرمان
اما سفر با گروه، قوانین ناگفته ای دارد برای رسیدن به مقصد
در گروه باید آستانه ی تحمل بالا باشد، قدرت تعامل با اندیشه ی مخالف باشد و حریم ها حفظ شوند و ...
گروه در واقع نمونه ی کوچکی ست از یک جامعه ی بزرگ
من که سال ها از سفر گروهی به دور بودم و مدعی تکثر گرایی، در این جمع خود را در گوشه ای از صندلی اتوبوس تنها یافتم. غیر قابل تحمل بود رقص و پایکوبی و خواندن های جوان ها و برخی حرکات آنها
اتوبوس پس از عبوراز کرج و طی مسافت 55 کیلومتر و جاده ی پرپیچ و خم چالوس به آنجا می رسد
به روستای "شهرستانک"
روستایی که کاخی داشته و شکارگاهی بوده برای ناصرالدین شاه قاجار.
حدود دو ساعتی پیاده روی می کنیم تا مقصد
مسیری دارد دلربا با برگ های خزان که ترکیبی ست بی نظیر از رنگ ها
چشمانمان آزمندانه و با حرص تمام آنها را می نگرند و دوربین هایمان ثبت می کنند آنچه را که می بینند.
خنکای هوا، آسمان آبی، ارتفاع کوه، درختان سربه فلک کشیده و رودخانه ی جاری و روان هر شهر گریخته ای را به آرامش حقیقی دعوت می کنند.
به کاخ می رسیم کاخی متروک با ویرانه هایی بر جای مانده برای بازدیدکنندگان
این بنا به تاریخ 1256 تا 1259 ه . ش به دستور ناصرالدین شاه قاجار ساخته شده است که شامل یک تختگاه و ایوان حوضخانه در مرکز و اطاقهایی در طرفین بنا می باشد . این مجموعه دو حمام داشته که یکی مورد استفاده همراهان شاه بود و دیگری تنها برای شاه و اهل حرم اختصاص داشت.
گروه تقسیم می شود هر کس به گوشه ای و گروهی هم مشغول بازی می شوند.
و من هم گشت و گذار در اطراف و تصویر برداری و یافتن خلوتی برای خود
از زیباترین بخش های این سفر مراسم معارفه بود که هم نوردان بیشتر با یکدیگر آشنا می شوند.
به هنگام بازگشت دوستی آوازی می خواند در ابوعطا و سخن از شجریان پیش می آید و شجریانی گرد هم می آیند جمع مان می شود جمع تر
شناخت ها بیشتر شده بود و صمیمیت هم
دیگر تنها نبودم!
"Shahrestaanak" is village near Karaj city and its distanc from city about 54K.M far from it. The most important place in this village is Naaser adin shah(Iranian Ghajaar king) preserve. This palace was built about 1877 by ordinance of Nasser adin shah.
High mountains, full water river, tall trees and good weather make extraordinary nature in this place.
This palace has had two floor building in the middle of yard with two bathrooms and rooms around the yard. But this building is ruined after years.
چند هفته گذشته نسیم و جعفر دوچرخه سواران جهانگرد برنامه ای داشتند برای افتتاحیه نمایشگاه عکس. یکی از برادران امیدوار نیز آنجا بود. افتخار یافتم که دیدار کوتاهی با وی داشته باشم.
نسیم درخواستی از ایرانگردان و سایر حضار داشت و آن این بود که برای بهتر شناساندن ایران به دیگر کشورها سفرنامه هایشان را به دو زبان فارسی و انگلیسی بنگارند. بنابراین از این پس سفرنامه ها علاوه بر زبان فارسی، به صورت اختصارتر به زبان انگلیسی نیز نگاشته می شود.
شروع سفر
در يك روز گرم تابستاني به همراه عده اي از دوستان عزم را جزم كرديم كه طبق سال هاي گذشته سفري داشته باشيم به يكي از مناطق بكر ايران زمين.
به دیگر دوستان در زرین شهر اصفهان می پیوندیم و می رویم به سمت جنوب اصفهان.
ادامه مطلب
توضیح:
پوزش می طلبم از دوستان بابت تاخیری که در خصوص سفرنامه زنجان پیش آمد کمی دغدغه فکری داشتم و کمی هم مسائل جاری کشور رخنه ای در اندیشه ام کرده بود. امید که سفرنامه مورد پسندتان واقع گردد. . .

شهر زنجان؛ شهر دوران کودکی، خاطرات، تابستان های خنک، شیطنت های کودکانه و شهر آباء و اجدادی.
غروب است
از راه آهن مستقیم به بازار می روم نزدیک است. واردش می شوم. خنکای هوا در داخل می پیچد. بازار شلوغ کلافه ام می کند، اما اینجا خلوت است و مردمانش در آرامش اند. به آرامی گام بر می دارم و سوار بر بال خاطرات می روم به گذشتهی دور. دورِ دور هجده سال پیش...
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
هنوزم زخُردی به خاطر در است
که در لانه ماکیان برده دست
به منقارم آنسان به سختی گزید
که اشکم، چو خون از رگ آن دم جهید
پدر خنده بر گریهام زد که: «هان!
وطنداری آموز از ماکیان»
دهخدا

خستگی مان چنان است که تا ده صبح خوابیم و عاقبت صدای خوش پرندگان است که ما را از خواب بر می خیزاند.
بساط صبحانه آماده است.
امروز قصد داریم که سفری چند ساعته به کیش داشته باشیم. برای رفتن از مسیری آبی به کیش باید ابتدا به بندر لنگه رفت و از آنجا به بندرچارک. راننده ما را به بندر لنگه میرساند.
برای خواندن بقیه مطالب ادامه مطلب را کلیک نمائید.
ادامه مطلب
نوشتهی حاضر که در دو قسمت ارائه می شود به دنبال معرفی دیدنیهای سفر نیست، بلکه هدف نشان دادن دیده های نویسنده است و برخی قابل تامل اند...
هوا زمستانی است و سرد
همگان از سرما به خانه پناه برده اند و بخاری ها را روشن کرده و با گرمای آن گرد هم جمع شده اند. پرندگان در آبی آسمان در پی غذا و آشیانه اند . . .
فرصتی دست داده تا سفری داشته باشم به قسمتی دیگر از وطن مان در خطهی جنوب بندر عباس برای اولین بار.

در این سفر دوست شاعر و روزنامه نگار اهوازیام آقای حسین عباسی که او را به رسم دوستانش "حسون" صدا می کنم و دانشجوی کارشناسی ارشد در رشتهی مترجمی زبان عربی دانشگاه اصفهان است، مرا همراهی میکند . . .
برای مطالعه بقیه مطالب ادامه مطلب را کلیک کنید.
ادامه مطلب

غاری در دل کوه
جانب شمال روستا را پیش می گیریم, به تکه سنگ های بزرگ سیاهی بر می خوریم. درخشش خاصی دارند. البته این را بگویم که در این حوالی روستایی بوده که معدن طلا داشته و روس ها پیش از انقلاب به استخراج طلا در این منطقه مشغول بوده اند،َ اما پس از انقلاب آن جا را ترک کرده اند و اکنون این معدن نگهبانی بیش ندارد!
برای مشاهده بقیه ادامه مطلب را کلیک کنید.
ادامه مطلب

نخستین روز، نخستین غروب:
در یک روز برگ ریز پاییز، به دور از آلودگی, ترافیک, دورغ، بیماری، استرس، سیاست, و چه و چه و چه به همراه مادر سفری می کنم به روستایمان, بر سر دیدن خاله, خاله ای که بارها گفته ام و میگویم که لبخندش را با دنیا عوض نمی کنم.
روستایی در صد و بیست کیلومتری شمال غربی زنجان؛ مرز زنجان - آذربایجان غربی, نزدیک تخت سلیمان, روستای تازه کند(Tazeh kand).
ادامه مطلب

آقايان: شهبازي، گرامي، رمزي، اصفهاني، گلستاني
چند سالي با آقاي اصفهاني كه از مردم شريف اراك است آشنايي دارم.
مردي با سني نزديك به هفتاد سال و لاغر اندام، با موهايي سفيد و پرپشت و بسيار خوش برخورد ومهربان، سي سالي است كه بازنشسته ارتش شده و در خياباني از خيابان هاي اراك، جزو چهار نفري اراكي است كه شير و ماست و پنير محلي به فروش مي رساند و علاوه بر اين خواربار فروشي نيز دارد.
عاشق طبيعت است و كوهنوردي. هفته اي نيست كه كوه فراموش كند. مي گويد تقريبا تمام جمعه هاي سال را به كوهنوردي مي رود مگر اينكه كاري از روي اضطرار براي وي پيش آيد، شب ها را تا پاسي از شب به پياده روي در خيابان ها مي پردازد كه فقط در يك شب كه من همراه او بودم، از ساعت يازده و نيم تا يك پس از نيمه شب به پياده روي رفتيم. به همين دليل، همچون اسپند روي آتش هميشه قبراق و سرحال هست و روحيه ي جواني خود را به خوبي حفظ كرده
بقیه را در ادامه مطلب ببینید و بخوانید. . .
ادامه مطلب
تا چند روز دیگر منتظر گزارش کوهنوردی باشید
البته گزارش روستای وسف فراموش نشده














