امسال هم فرصتی دست داد تا بازدیدی داشته باشم از نمایشگاه کتاب
روز چهارشنبه شاد و خرامان، پر قوت و انرژی، شنگول و منگول به نمایشگاه رفتم. انبوه جمعیت بود و ازدحام و شلوغی.
پیر و جوان، زن و مرد، دختر و پسر، تهرانی و شهرستانی همه جمع جمع بودند.
برخی اهل کتاب بودند و برای خرید آمده بودند، برخی آراسته بودند و برای نمایش، برخی هم بی پول بودند و برای بازدید...
برای مطالعه بقیه ادامه مطلب را کلیک کنید. . .
ادامه مطلب

پس از صرف صبحانه ساعت یازده حرکت به سمت گلپایگان را پیش میگیریم.
تا 50 کیلومتر که از محلات خارج می شویم باد با شدت زیاد از سمت مقابل می وزد و چون ارتفاع خمین بالاتر از محلات است بالطبع شیب هم بالاتر. تا ساعت سه بعد از ظهر فقط با سرعت شش هفت کیلومتر حرکت می کردیم سخت و نفس گیر. . .
برای مطالعه بقیه ادامه مطلب را کلیک نمایید.
ادامه مطلب
عبور از روستاهاي خاوه و فردو
عباس “مربي تيم” به دليل آسيبي كه از ناحيه پا در راه ديده، دوچرخه خود را جمع و داخل ماشين مي گذارد و هدايت تيم را از داخل ماشين به عهده مي گيرد.
پس از استراحت در رستوران "كشتي آبي" سوار بر دوچرخه به سمت روستاي خاوه حركت مي كنيم، باز هم شيب بيشتر مي شود.
به روستاهاي "خاوه" با درختان تنومند مي رسيم، با عبور از روستاي خاوه به روستا فردو مي رسيم، فاصله بين اين دو روستا بسيار كم است.

ادامه مطلب
"چرخنامه"
چرخ پاياني
كار امروز ما گشت وگذار در شهر اصفهان است. ترافيك، ازدحام، شلوغي هر سه يكي است. از ميدان معروف و چند پل تاريخي و باغ نخلها و پيست دوچرخه سواري ديدن مي كنيم. با دوچرخه سواري به نام عليرضا آشنا ميشويم. او اكنون دوست ماست. با هم از جاهاي مختلف شهر ديدن ميكنيم با دامادشان آقا كمال كه كارش ميناكاري است در ميدان. از اصفهان سخن بسيار گفته شده، تنها به تصاويري بسنده مي كنم و چرخنامه خود را به پايان مي رسانم اميد كه در چرخنامه اي ديگر با شما همراه باشيم و در پايان از راهنمايي هاي دوست عزيزم جناب آقاي حسين عباسي كه مرا در تنظيم اين سفرنامه ياري نمودند، سپاسگزاری می نمایم.
ادامه مطلب
"چرخنامه"
چرخ سوم
ساعت 5 صبح از خواب بيدار ميشوم. صبحانه و كولهبارها آماده، همسفر 6 بر مي خيزد. راه ميافتيم پس از خداحافظي با مستخدم به سوي اصفهان.
ابتداي راه سر بالايي است. هر انساني از راه نرفته ميهراسد. خوشخبتانه به سر پاييني مي رسيم. با سرعت 50 كيلومتر در ساعت، عرق از تنمان بيرون مي جهد...

ادامه مطلب
"چرخنامه"
۷:۲۰صبح است . 10 كيلومتر ركاب مي زنيم تا از كاشان خارج شويم. مقصد نطنز است يعني 75 كيلومتر ديگر. ابتداي جاده، شيب ملايمي دارد و سپس سربالايي آغاز ميشود. پستي و بلندي، پستي و بلندي، پستي و بلندي، به كفي مي رسيم.

ادامه مطلب
چرخنامه
قرار بود عكس و تصويرهايي كه در اين وبلاگ مي گذاريم، بدون شرح بماند اما چه كنيم كه گاه قلم قلقلك مي دهد. آن چه در اين جا مي خوانيد آغاز و پايان سفر من و يكي از همراهان است با دوچرخه كه از دوچرخه "چرخ" را وام گرفتم و از سفرنامه "نامه".
با هم مي خوانيم "چرخنامه" را.

ادامه مطلب


