بنا نداشتم در وبلاگ ام به مقوله ی "سیاست" بپردازم چرا که ورود به مباحث سیاسی برای افرادی غیر سیاستمداری چون من نه تنها نتیجه بخش نیست بلکه آشفتگی های فکری فراوان نیز به دنبال دارد.
اما رویه ی انتخابات ریاست جمهوری امسال چنان بود که مرا نیز به گرداب خود کشاند و نتایج، اتفاقات و رویدادهای پس از آن به قدری عجیب و تاسف بر انگیز بود که نه تنها من بلکه بسیاری را در بهت و حیرت فرو برد.
ماجرا از زمانی آغاز شد که در میان خیل داوطلبان ریاست جمهوری چهار نفر برای کاندیداتوری ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان انتخاب شدند که یکی از آنها رئیس جمهور بود و بقیه از افراد با سابقهی نظام. . .
پس از تایید صلاحیت ها بود که تبلیغات کاندیداها آغاز گردید و برای نخستین بار بحث مناظره در صدا و سیما مطرح و تبلیغات وارد دور جدیدی شد که استقبال گسترده ی مردمی را به همراه داشت. مناظره ای شفاف و روشن در مقابل چشم بینندگان تلویزیون.
اما در این میان رفتار و اخلاق یکی از کاندیدها که اکنون رئیس جمهور می باشد مثل همیشه متفاوت بود و برای دفاع از عملکرد منفی خود در طول جهار سال گذشته که ضربات جبران ناپذیری به بدنهی کشور و همچنین مردم وارد کرد. اتهاماتی را متوجه افرادی کرد که هیچگونه حضوری در این مناظرات نداشتند و از آمار و ارقامی ارائه کرد که بسیاری از آنها به گواه مراجع زیربط کاملا نادرست بودند و چنان در این مناظرات صحبت می کرد که گویی برای بازجویی رقیب خود آمده است.
اما با برگزاری انتخابات و و تجربه ی حضور اکثریتی مردم در گذشته انتظار می رفت جناح حاکم دولت دیگر نتواند آراء لازم را به دست آورد اما با کمال تعجب شاهد بودیم که آنها توانستند با اختلاف آراء بسیار برندهی این انتخابات شوند و از آنجا بود که بسیاری شبهه ی تقلب در انتخابات را پیش کشیدند.
اما آنچه تردید تقلب در این انتخاب را می افزود اختلاف آراء بسیار بالای رئیس جمهور با رقیب خود بود که بسیار دور از انتظار بود. اگر شخص رئیس جمهور با یک یا دو میلیون اختلاف آراء برگزیده می شد شاید عجیب به نظر نمی آمد اما این رقم با توجه به حضور اکثریت خاموش بسیار غیر قابل پیش بینی بود.
پس از آن بود که اعتراضات سه کاندیدای دیگر آغاز شد و آنها نسبت به سالم بودن روند انتخابات اعتراض کردند و از طریق راهپیمایی و مکاتبات اعتراض خود را نشان دادند و جالب اینجا که درست پس از این انتخابات و اعتراضات بود که شبکه اینترنتی کشور دچاراختلال شد، تلفن همراه در برخی شهرها مشکل پیدا کرد و sms به طور کل قطع شد از انتشار برخی روزنامه ها جلوگیری شد بسیاری از سایت های اینترنتی فیلتر شدند و شخصیت ها و روزنامه نگاران بسیاری دستگیر و بازداشت شدند دانشجویانی سر از زندان در آورند و به برخی خبرنگاران خارجی اجازه تهیه گزارش داده نشد و برخی دیگر اخراج شدند و...!!
اما نکاتی دیگر دراین انتخابات بود که نمی توان از آن بی تفاوت گذشت
1- درمناظرات مجری برنامه بی طرفی خود را از دست داده بود و بارها در میان کلام مخالفان دولت به آنها تذکر می داد ولی در مقابل صحبت های غیر قانونی رئیس جمهور هیچگونه عکس العملی نشان نمی داد اگر صدا و سیما از یک مجری مسلط در برنامهی خود استفاده می کرد شاید هیچگاه شخص رئیس جمهور موفق به طرح اتهام های بی پایه و اساس و مباحث بی ارتباط به مناظره نمی شد و این همه مشکل و دردسر در کشور ایجاد نمی کرد.
2- سازمان صدا و سیما نیز مثل همیشه بی طرفی خود را کاملا از دست داده بود البته روال همیشه این سازمان این بوده که درمقابل جناح چپ موضع گیری کند در روزهای قبل از انتخابات و از چندماه قبل شاهد بودیم که این رسانه در صدد القای اختلاف و تفرقه در میان گروه های اصلاح طلب بوده است و به بزرگنمایی کارهای نه چندان ارزشمند دولت می پرداخت. پس از انتخابات هم شاهد بودیم که صدا و سیما چگونه به انعکاس ناقص وقایع در جامعه پرداخت و حتی در چند روز اول پس از انتخابات هیچگونه اخباری از وضعیت اعتراض ها درکشور نشان نمی داد و جالب اینکه برنامه های طنز "لرل هاردی" و "جری لوئیس" را از صفحه تلویزیون در این روزهای پر التهاب می دیدیم اما بعدها با وخیم شدن اوضاع کشور و بازتاب گسترده ی آن در رسانه های خارجی این سازمان خیل عظیم اعتراض کنندگان رامشتی آشوب گر و اغتشاش گر خواند و رئیس جمهور هم آن ها را مشتی خس و خاشاک خواند!
3- دبیر و اعضای شورای نگهبان در طول چهار سال گذشته بارهای بار از رئیس جمهور کنونی حمایت کرده اند و بسیاری از افراد که از سابقه طولانی مدیریتی در بدنهی نظام برخوردار بودند را برای ریاست جمهوری رد صاحیت کردند حال صرف نظر از همهی اینها شورای نگهبان با این حمایتهایی که از شخص رئیس جمهور و بدنهی دولت دارد چگونه می تواند در مقابل سیل اعتراضات موضعی بی طرفانه اتخاذ کند!؟ چگونه است که شورای نگهبان با توجه به تخلفات مختلف رئیس جمهور در دوره 4 ساله ی ریاست جمهوری و درغگویی های آشکار وی چنین شخصی را تایید صلاحیت می کند؟

4- قبلا شاهد حضور لباس شخصی ها در بسیاری ازدرگیری ها بودیم که این بار هم حضور فعال خود را در صحنه ی درگیری نشان می دادند. چرا تاکنون هویت این افراد مشخص نشده است!؟ چرا در مقابل عملکرد آنها، نظام موضع واحدی اتخاذ نمی کند؟ چرا در حمله شبانه این گروه به خوابگاه دانشجویی هیچگاه عکس العمل جدی گرفته نشده و نیروی انتظامی فقط ناظر کارهای آنها بوده است؟
5- چرا مسئولان نظام به محض اینکه اعتراضی در داخل روی می دهد بلافاصله آن را به عناصر خارج از نظام ربط می دهند چرا گوش ها کر می شوند و چشم ها نابینا؟ چرا به دنبال راهکارهای مناسب با گوش سپردن دقیق ومشورت خواستن از طرف مقابل نیستند و و فقط به دنبال سرکوب گسترده هستند البته نباید دخالت بیگانگان را نادیده گرفت اما آیا این دلیل می شود که اعتراض داخلی مورد توجه قرار نگیرد؟
6- آنچه که بسیار تعجب برانگیز بود تبعیض وزارت کشور در دادن مجوز برای راهپیمایی بود می بینیم درست یک روز پس از انتخابات ، بدون تنفیذ رئیس جمهوری طرفداران و خود رئیس جمهور به راحتی در خیابان های تهران همایش بزرگ(!) برگزار می کنند اما به مخالفان هیچگونه اجازه راهپیمایی داده نمی شود.
7- از کاندیداها معترض دعوت می شود که برای اعتراض راه های قانونی را در پیش بگیرند. آیا در خواست مجوز برای راهپیمایی راهی است غیر قانونی؟ و باز سوالی که دراینجا مطرح است آیا شخص رئیس جمهور در طرح اتهام خود به افراد در جلسه مناظره که برگ اصلی برنده شدن وی در انتخابات شد آیا روش قانونی را پیش گرفتند. آیا در مقابل قانون گریزی ایشان در طول چهار سال گذشته اعمال قانونی صورت گرفت و یا اینکه فقط برخی مصلحت ها در نظر گرفته شد!؟
8- شخص رئیس جمهور در همایش پس از انتخابات سخن از این می گویند که آزادی در ایران فراتر از مطلق است!!! این چطور آزادی است که وسایل ارتباطی قطع می شوند سایت های فیلتر می شوند و روزنامه نگاران و نویسندگان و دانشجویان معترض دستگیر و بازداشت می شوند!
اما باید دید با این فضای بسته ایجاد شده می توان سخن ازنشاط در جامعه زد!؟ آیا با برخورد شدید با رسانه های مستقل و منتقد می توان راه را برای رشد و بالندگی کشور گشود؟ آیا با این دو دستگی شدیدی که در جامعه ایجاد شده می توان سخن از همبستگی و یکدلی در جامعه زد؟ آیا با ندادن مجوز راهپیمایی مسالمت آمیز و برخورد شدید با دیگر راهپیمایی ها می توان سخن از مردم سالاری زد؟
و باید سخن مهندس بازرگان در 56 سال قبل پس از دريافت محكوميت ده ساله خود خطاب به تيمسار"قره باغي" رئيس دادگاه را به یاد آورد که گفت:
"ما آخرين گروهي هستيم كه با زبان قانون وبه شيوه مسالمت آميز با شما سخن ميگوئيم. با محكوم كردن ما ملت خاموش نمي شود بلكه با زبان ديگري با شما سخن خواهد گفت.
پس باید مراقب بود از تاریخ عبرت گرفت و با تجدید نظری اساسی در سیاست های نظام، عموم مردم را در سرنوشت خویش سهیم داشت تا زمینه برای جنگ داخلی و دخالت بیگانگان در کشور فراهم نشود.
حالی درون پرده بسی فتنه می رود تا آن زمان که پرده برافتد چه ها کنند

