خیانت در کانادا

دوستی دارم که سالهاست در کانادا زندگی می کند. از دوستان دوران ورزشی ام است. کار و زندگی خوبی هم در تهران داشت. اما دوازده سیزده سال پیش، همه زندگی اش را می گذارد و می رود به کانادا و دیگر هم او را نمی بینم.

ارتباطاتمان از طریق فضای مجازی و تلفن است. الحمدالله فضای مجازی را که گرفتند می ماند تلفن!

حدود یک ماه قبل تماسی با من داشت. مفصل صحبت ها کردیم.

رضا در یک شهر کوچک هشتاد هزار نفری زندگی می کند. می گفت مشغله ی کاری اش خیلی بالاست و حتی همسرش هم هفته ای سه بار به کمکش می آید. از صبح، کله سحر تا آخر شب کار می کند.

مثل هر ایرانی که حس فضولی اش گُل می کند از او پرسیدم با توجه به آزادی اجتماعی، فضای مجازی، رسانه،وضعیت خیانت در روابط زناشویی چطور هست. پاسخش کوتاه، صریح و محکم بود.

نسبت به ایران خیلی خیلی کم هست. عدالت باورت نمی شه من از این موارد ایران زیاد می دیدم ولی اینجا خیلی کمتره
دلیلش به نظرت چیه؟
کار زیاد مردم!
اگر اتفاق بیافته چی می شه
خیلی راحت از هم جدا می شن! البته دولت هم از زنان بیکار حمایت مالی می کنه که کار به جاهای دیگه نکشه
اینجا که کلی ایرانی ها را محدود و فیلتر کردند و از صبح تا شب موعظه و پند و اندرز می کنند آخرش کلی فساد اتفاق می افته و به قول خودشون اغتشاش!
خلاصه اینکه به قول ولتر کار انسان را از سه بلای عظیم دور می کند؛ افسردگی، احتیاج و فسق

با عظمت ازبکستانی

عظمت اکبراف از اساتید دانشگاه سمرقند ازبکستان برای مدت کوتاهی مهمانم می شود؛ مردی پرانرژی و خندان و با معلومات بالا.

در سفری که قبلا به ازبکستان داشتم، زمینه آشناییم با او فراهم شده بود.

عظمت تدریس زبانشناسی می کند و تاکنون به نود کشور جهان سفر کرده، بیشتر هم دوست دارد تجربه زندگی در میان مردمان را داشته باشد.

لازم است به این نکته هم اشاره کنم ازبکستان کشوری زیبا و بزرگی است که هزینه ها در آن تقریبا دو برابر ایران و درآمدها هم تقریبا با ایرانی ها برابری می کند.

در آنجا زن و مرد حتما باید با هم کار کنند، در غیر این صورت چرخ زندگی نمی چرخد.

درآمد اشخاص با توجه به تحصیلات به گونه ای دیگر است و پاسپورت نسبتا معتبری دارند.

با یک نگاه ساده می بینیم نه تنها بسیاری از مردم ما، بلکه بسیاری از اساتید دانشگاه ها به خاطر همین هزینه های بالا و مشکل اعتبار پاسپورت کمتر می توانند سفر خارجی داشته باشند.

سفری هم باشد سفری است رسمی و ورود به مکان هایی خاص.

در نتیجه قضاوت مردم در خصوص دیگر کشورها بر اساس نگاه عینی نیست و رسانه ها و سیاست های کشوری مبنای قضاوت قرار می گیرند. در این خصوص فرقی بین رسانه های کشور ما و دیگر کشورها نیست.

خاطرمان نمی رود کشور ما هشت سال در جنگ با عراق بود و چنان شده بود که مردم دو کشور به خون هم در این مدت تشنه شده بودند.

در آن زمان با دیدن فیلم های جنگی و کشتن هر سرباز عراقی لذت وصف ناپذیر بهمان دست می داد.

اما امروز می بینیم چطور ایرانی ها به آنجا سفر می کنند و آنها به ایران.

در نتیجه ملاقات و گفتگوی رو در رو، جای دشمنی را خیلی زود دوستی می گیرد.

همانطوری که عظمت هم نگاهش نسبت به ایران، قبل و بعد از سفرش خیلی تغییر کرده بود.

  تجربه ام از اینترنت چینی         

به محض روشن کردن موبایلم در فرودگاه پکن، متوجه شدم در چه فاجعه ای افتادم. امکان دسترسی به هیچ یکی از شبکه های اجتماعی مثل واتساپ، تلگرام، اینستاگرام و حتی موتور جستجوگر گوگل نبود.

همگی فیلتر بودند!

در چین با صرف هزینه ای بالغ بر میلیاردها دلار دیوار آتشین در شبکه اینترنت راه اندازی کرده اند. جایگزین آنها شبکه های جایگزین داخلی شده اند.

اما این شبکه ها هم توسط دو میلیون نفر کنترل و نظارت می شوند که تعدادشان از ارتش آزادیبخش چین هم بیشتر است.

همه شرکت ها و پلتفرم ها برای از دست ندادن مجوز شغلی با دستورهای صادر شده سانسور را اجرا کنند.

مردم چین به‌صورت کاملا شفاف می‌دانند که تمام رفتارهای‌شان توسط دولت شنود گسترده می‌شود؛ به همین دلیل دولت این اختیار را دارد که اکانت کاربران چینی را بدون توضیح مسدود کند. البته مردم چین نسبت به این مسئله اعتراضی ندارند و به‌راحتی پذیرفته‌اند که هر رفتارشان در شبکه‌های‌اجتماعی توسط حاکمیت چک می شود.

پلتفرمی در چین وجود دارد که به کاربرانش وام می‌دهد، اما اگر افرادی که وام دریافت کرده‌اند، در تاریخ مشخصی وام را پرداخت نکنند، مدیران آن شرکت به‌راحتی تهدید به انتشار عکس‌های خصوصی افراد می‌کنند و این کار نیز بارها رخ داده، اما به‌عنوان یک تخلف در این کشور، پلتفرم را مسدود نمی‌کنند؛ با وجودی که ناقض تمام مسائل اخلاقی است. به‌دلیل اینکه قانونی در دولت چین وجود دارد که شما می‌توانید به هر شکلی که می‌توانید، پول را از فرد بدهکار بگیرید؛ البته به‌جز کشتن!

همچنین کشور چین قانون دیگری وضع کرده به اسم «سیستم امتیازدهی اجتماعی». ماجرا از این قرار است که دولت می‌تواند امتیاز سیستم اجتماعی افراد جامعه را چک کند و اگر یک فرد ساکن در چین امتیاز قابل‌قبول اجتماعی کسب نکرده باشد، دولت می‌تواند آن فرد را از یکسری حقوق‌اجتماعی محروم کند. به‌طور مثال اگر فرد در «وی‌چت» صحبت سیاسی کند، از بسیاری حقوق‌اجتماعی محروم می‌شود. شاید برای بسیاری جالب باشد که بدانند چینی‌ها ازطریق «وی‌چت» خریدهای روزانه‌شان را انجام می‌دهند و اگر اکانت‌شان بسته شود، واقعا در زندگی روزمره به مشکل برمی‌خورند.

با این همه باید در نظر داشته باشیم که چین دومین اقتصاد دنیا را دارد و میلیاردها دلار هزینه فیلترینگ می کند.